پرسه در مه

من مانده ام در میان مه و باران.پرسه می زنم.پرسه ای در مه

سلام.....نکته اول ( به آرشیو سر بزنید)

سلام......سلامی به گرمی بهار پیش رو...سلامی به زیبایی گل.به زیبایی عشقت.

به نغمه کبوتران خوش آوا... به سادگی ساده ترین زیبایی ها...به طراوت شکوفه ای تنها...

به شیرینی لبخندی پنهان...

و عشقی رویایی...

و سلامی به بوی خوش آشنایی...

سلام

                                                                                                  این مطلب نوشته خودم بود...

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 22:22 ] [ Fatemeh ] [ ]

خوب خوبم

حالم خوب است
درست مثل همان هایی که گفتند حالمان خوب است
اما مردند


برچسب‌ها: حال, حالم, خوب, من, مرگ
[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 19:18 ] [ Fatemeh ] [ ]

متولد ماه دی

دی ماهی یعنی کسی که تا بهش بگی چطوری همیشه بعد از یه مکــــث کوتاه میگه خوبم...
اون مکث کوتاه هست که یه دی ماهی رو از بقیه جدا میکنه...
توی اون مکث هست که هزاران هزار فکر و صحنه زندگی که ناراحتش کرده از جلوی چشماش عبور می کنه و واسه یه لحظه چشماشو می بنده و میگه:خوبم...
آره این یه دی ماهیه...
این منم...


برچسب‌ها: ماه, دی, مکث, زندگی, ناراحت
[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 21:41 ] [ Fatemeh ] [ ]

یه دی ماهی

http://s5.picofile.com/file/8103418542/gal232.jpg


برچسب‌ها: ارزشمند, مکان, قلب, دی, ماه
[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 21:37 ] [ Fatemeh ] [ ]

من یه دی ماهی ام

من یه دی مـــاهــیـــم...
من همون ديوونه م که هيچوقت عوض نميشه.
همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی باهاش نمی مونه.
همونی که اونقدر يه آهنگ رو گوش ميده که از ترانه گرفته تا ريتم و خوانندش متنفر بشه.
همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش ميده اما خودش بغضاش رو زير بالش مي ترکونه.
همونی که همه فکر ميکنن سخته، سنگه اما با هر تلنگری مي شکنه.
همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش مي كنن.
همونی که تکيه گاه خوبيه اما واسش تكيه گاهی نيست.
همونی که کلی حرف داره اما هميشه ساکته...

من همون دی مـــاهــیـــم..
لزومی نداره که من همونی باشم که تو فکر می کنی. من همونی ام که حتی فکرشم نمی تونی بکنی.
من کاملأ دیوونه م شک نکن. میدونی من کی ام؟من متولد ماه دی ام. نه زیبام، نه مهربونم، نه عاشق و نه محتاج نگاه پسران مانکن پرست. فقط برای خودم هستم. خود خودم، مال خودم.
صبورم و عجول، سنگین، سرگردان، مغرور با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی زیاد! و برای توئی که چهره های رنگ شده رو می پرستی نه سیرت آدمی، هیچ ندارم. راهت رو بگیر و برو، حوالی ما توقف ممنوع است!


برچسب‌ها: دی, ماه, دی ماهی, من, متولد
[ دوشنبه هجدهم آذر 1392 ] [ 21:35 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود رمان های حضور یک غریبه و برای تمام آن سال ها

سلام

این دو رمان هم نوشته ی خودم هستن... در انجمن نودهشتیا. www.forum.98ia.com

دانلود رمان حضور یک غریبه

http://s2.picofile.com/file/8101898226/download_icon_Taktemp_20_.gif

دانلود رمان برای تمام آن سال ها (گروهی با masumeh01 عزیزم)

http://s2.picofile.com/file/8101898226/download_icon_Taktemp_20_.gif

فقط یه نکته ای عزیزان... من هر رمانی رو بخوام بذارم از نویسنده های دیگه، اول باید اجازه شون رو کسب کنم. برای همین ممکنه طول بکشه.


برچسب‌ها: دانلود, رمان, برای تمام آن سال ها, حضور یک غریبه, نودهشتیا
[ پنجشنبه هفتم آذر 1392 ] [ 1:5 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود رمان مرد

این رمان نوشته خودم هست در سایت نودهشتیا

دانلود برای کامپیوتر

http://s2.picofile.com/file/8101898226/download_icon_Taktemp_20_.gif

دانلود برای موبایل

http://s2.picofile.com/file/8101898226/download_icon_Taktemp_20_.gif


برچسب‌ها: دانلود, رمان, مرد, برای, کامپیوتر
[ جمعه هجدهم اسفند 1391 ] [ 10:50 ] [ Fatemeh ] [ ]

متن آهنگ خاکسترم نکن از محسن یگانه

من بی تو هیچم،توباورم نکن

عاشق نبودم تا با تو سر کنم

آتش نبودم خاکسترم نکن

اگه عاشقت نبودم،اگه بی تو زنده بودم

تو بمون که بی تو غصه می خورم

اگه دل به تو نیستم

اگه این منم که هستم

ولی از هوای گریه ات پرم

اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو

تو بمون که آشیانه ام تویی

یه هوایت ای ستاره،به تو می رسم دوباره

اگه عاشقم بهانه ام تویی

دل کنده بودم از هم زبونی ات 

پنهون نکردی از من نشونی ات

من پا کشیدم از عهد بسته ام

تو پا فشردی بر مهربونی ات

اگه همزبون نبودم،اگه مهربون نبودم

چه کنم دل،این دل شکسته رو

اگه سرد و مرده بودم،اگه پر نمی گشودم 

به تو بستم این دو بال خسته رو

اگه شکوه دارم از تو،اگه بی قرارم از تو

تو بمون که آشیانه ام تویی

یه هوایت ای ستاره،به تو می رسم دوباره

اگه عاشقم بهانه ام تویی


برچسب‌ها: متن, آهنگ, خاکستر, م, نکن
[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 13:32 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود رمان دل من وسعت دریاست اگر بگذارند

دانلود رمان دل من وسعت دریاست اگر بگذارند نوشته خودم silversea horse در انجمن نودهشتیا

دانلود با فرمت jar با لینک غیر مستقیم

دانلود با فرمت pdf با لینک مستقیم



برچسب‌ها: دانلود, رمان, دل, من, وسعت
[ جمعه بیست و دوم دی 1391 ] [ 15:28 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود رمان کلت طلایی

سلام

رمان کلت طلایی رو خودم نوشتم...توی انجمن نودهشتیا...نام کاربریم اونجا silversea horse هست

در مورد یه دختره...یه قاتل...یه کسی که براش اهمیتی نداره کی رو می کشه...اما یه اتفاق..زندگیش رو عوض می کنه

دانلود برای موبایل با فرمت jar غیر مستقیم

دانلود برای کامپیوتر با فرمت پی دی اف لینک مستقیم


ممنون می شم نظراتتون رو درمورد نوشته هام بدونم.




برچسب‌ها: دانلود, رمان, کلت, طلایی
[ جمعه بیست و دوم دی 1391 ] [ 15:23 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود روضه بی نظیر حاج سعید حدادیان در مورد حضرت عباس

روضه ای هست بی نهایت زیبا که چندین بار اشک من رو درآورد

برای دانلود کلیک کنید

دانلود روضه

حجم : 5.97 مگابایت

لینک اصلاح شد عزیزان


برچسب‌ها: دانلود, روضه, بی, نظیر, حاج
[ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ] [ 18:11 ] [ Fatemeh ] [ ]

خدا

فرشتگان روزی از خداوند پرسیدند 

تو که انقدر آدم ها را دوست داری چرا دیگر غم را آفریدی

خداوند گفت غم را به خاطر خودم آفریدم

چون این مخلوق من که خوب می شناسمش

تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد


[ شنبه نهم دی 1391 ] [ 19:24 ] [ Fatemeh ] [ ]

خدا و آدم ها

آدم ها به خدا گفتن بیا جهان رو تقسیم بکنیم.

آسمون واسه تو...ابرهاش برای ما

دریا واسه تو...موج هاش برای ما

خورشید واسه تو...ماه واسه ما

خدا خندید 

شما بندگی بکنین...همه دنیا واسه شما

حالا همه دنیا برای ما آدم هاست اما بندگی چی شد؟

بندگی کردیم برای اونی که دنیا رو بهمون بخشید؟

یه سوال.

دنیا به دردمون خورد یا بندگی؟

[ شنبه نهم دی 1391 ] [ 19:23 ] [ Fatemeh ] [ ]

متن آهنگ منم سرگشته حیرانت ای دوست + دانلود

دانلود آهنگ منم سرگشته حیرانت ای دوست

برای دانلود روی لینک بالا کلیک راست کنید و Save Target as  و یا Save Link as را بزنید.

منم سرگشته‌ی حیرانت ای دوست

           کنم یک باره جان قربانت ای دوست

تنـــی نـــاسـاز  شـوق وصـل کـویت

           دهم سر بر سـر پیمانت ای دوست

دلــی دارم در آتــش خـــانه کــــرده 

           میـــان شعـــله هـــا کـاشانه کـرده

دلـــی دارم که از شــــوق وصـــالـت

           وجـــودم را ز غـــم ویـــــرانه کــرده

مـــن آن آواره‌ی بشــکسـته حــالـم

            ز هجـــرانت بـــتـــــا رو  بـــــر زوالـم

منــم آن مـــرغ ســـرگــردان و تنهـا 

           پریشــان گشته شد یکبـــاره حـالم

سـحـر ســـر بـــر سـرسجاده کردم

            دعــــایی بهــــر آن دلـداده کـــــردم

زحسرت ساغر چشمانم ‌ای دوست

            لبـــالب یکســـره از بــــاده کــــردم

دلا تــا کـــی اسیـــر یـــاد یـــــــاری

            ز هجــــر یــــار تـــا کــی داغـــداری

بگــو تـــاکــی ز شــوق روی لیـــلی

            چـــو مجنـــون پـــریشــان روزگـاری

پـــریشـــانم پــریشـــان روزگــــــارم  

          مــن آن ســرگشته ی هجــر نگارم

کنــــون عمـــریست بـا امید وصـلت

            درون سینـــه آســـــایــش نــــدارم

ز هجـــرت روز و شـب فــریـــاد دارم

            ز بیدادت دلـــی نـــــاشــــــاد دارم

درون کوهــســـار سیـنـه ی خــــود 

           هـــزاران کشـــته چـون فـرهاد دارم

چـــــرا ای نــــازنیــنم بـــی وفـــایی

           دمـــادم بــــا دل مـــن در جفــایـی

چــــرا آشـفــته کــــردی روزگــــــارم

           عـــزیــزم دارد این دل هـــم خدایی


برچسب‌ها: متن, آهنگ, من, م, سرگشته
[ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ] [ 15:3 ] [ Fatemeh ] [ ]

شعر ...شاعر رو نمی شناسم.

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

من ز اظهار نظرهای دلم دانستم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

به من عاشق مسکین به حقارت منگر

دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند

روستا زاده ام و سبز. چون برگ درخت

دل من وسعت صحراست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم نکنید ای مردم

دل من مال شماهاست اگر بگذارند

دل سرگشته من اینهمه آواره نگرد

خانه ی دوست همینجاست اگر بگذارند

سند عشق مشاع است همه می دانند

عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

[ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ] [ 14:52 ] [ Fatemeh ] [ ]

شعری از قیصر امین پور در مورد محرم

خوشا از دل نم اشکی فشاندن

به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان ياد کردن

زبان را زخمه فرياد کردن

خوشا از نی خوشا از سر سرودن 

خوشا نی نامه ای ديگر سرودن

نوای نی نوايی آتشين است

بگو از سر بگيرد، دلنشين است

نوای نی نوای بی نوايی است

هوای ناله هايش، نينوايی است 

نوای نی دوای هر دل تنگ

شفای خواب گُل، بيماری سنگ

قلم،تصوير جانکاهی است از نی

علم،تمثيل کوتاهی است از نی

خدا چون دست بر لوح و قلم زد

سر او را به خط نی رقم زد

دل نی ناله ها دارد از آن روز

از آن روز است نی را ناله پرسوز

چه رفت آن روز در انديشه نی

که اينسان شد پريشان بيشه نی؟

سری سر مست شور و بی قراری

چو مجنون در هوای نی سواری

پر از عشق نيستان سينه او

غم غربت،غم ديرينه او

غم نی بند بند پيکر اوست

هوای آن نيستان در سر اوست

دلش را با غريبی، آشنايی است

به هم اعضای او وصل از جدايی است

سرش برنی، تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گرديد، گه دال

ره نی پيچ و خم بسيار دارد

نوايش زير و بم بسيار دارد

سری برنيزه ای منزل به منزل

به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر

که با خود باری از سر دارد اشتر؟

گران باری به محمل بود بر نی

نه از سر،باری از دل بود بر نی

چو از جان پيش پای عشق سر داد

سرش بر نی ، نوای عشق سر داد

به روی نيزه و شيرين زبانی !

عجب نبود ز نی شکر فشانی

اگر نی پرده ای ديگر بخواند

نيستان را به آتش می کشاند

سزد گر چشمها در خون نشينند

چو دريا را به روی نيزه بينند

شگفتا بی سرو سامانی عشق!

به روی نيزه سرگردانی عشق!

ز دست عشق در عالم هياهوست

تمام فتنه ها زير سر اوست !


برچسب‌ها: شعر, ی, از, قیصر, امین, پور, در, مورد, محرم
[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 17:43 ] [ Fatemeh ] [ ]

نوشته ای از خودم

نگاه مادر


روزهایی بود

دست و پا زنان از فضایی تنگ به مکانی وسیع شتافتم...کسی به من نگفت این همه عجله برای چه.

روزهایی بود

دست دراز می کردم هر چه به دستم می آمد می چشیدم.

روزهایی که من از فرط ناراحتی گریه سر می دادم و زنی همراه من می گریست...نامش را می دانستم،مادر

چه شب هایی که آن زن کنار من صبح کرد...چه روزها...

 با دستان سبز او می خوابیدم و با نگاه دریایی اش چشم می گشودم و نمی فهمیدم راز این نگاه را.

روزهایی که چشمانش را به من می دوخت و با هر کاری که می کردم نگاهش شاد می شد.

روزهایی آمد که نگاهش پر از غم می شد.

چشم هایش را به من می دوخت.

وقتی که داشتم ترکش می کردم.

تازه فهمیدم راز آن نگاه چیست...نگاه مادر...



برچسب‌ها: نگاه, مادر, گریه, روز, ها, ی
[ دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 ] [ 13:59 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود رمان به یاد تو بودم

رمان به یاد تو بودم از خودم که تو انجمن نودهشتیا تایپش رو به سرانجام رسوندم

دانلود

لینک کمکی

راستی کار اولم هم هست ممنون می شم که نظر بدید


برچسب‌ها: دانلود, رمان, به, یاد, تو, بود, م, نوشته, نودهشتیا
[ پنجشنبه هجدهم آبان 1391 ] [ 15:17 ] [ Fatemeh ] [ ]

متن شعر صدای پای آب،سهراب سپهری

اهل کاشانم روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.

مادری دارم ، بهتر از برگ درخت.دوستانی ، بهتر از آب روان.و خدایی که در این نزدیکی است

:لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

من مسلمانم.قبله ام یک گل سرخ.



برچسب‌ها: متن, شعر, سهراب, صدا, ی, سپهری, پا, آب, کاشان, تابستان, قریه
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم آبان 1391 ] [ 14:55 ] [ Fatemeh ] [ ]

شعر دیگری از حمید مصدق

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

برچسب‌ها: شعر, حمید, مصدق, تو, خندید, باغبان, سیب
[ پنجشنبه هجدهم آبان 1391 ] [ 14:22 ] [ Fatemeh ] [ ]

باور کنم


نه خودش موند نه خاطره هاش

تنها چیزی که مونده جای خالیشه

قصه ی دنباله دار رفتنش هنوز شبا

مثل یه ستاره از ذهنم رد میشه

دل خوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت

حالا فقط منم،منه بی انگیزه

کسی که دنیای من بوده یه روز

نبودنش داره دنیامو بهم میریزه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل ساده مو تو غم تنها گذاشت و رفت

نه خودش موند نه خاطره هاش

دلخوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت

هنوز هاج و واجم که چجوری شد

هر کاری کردم که از پیشم نره

نمی دونستم که از این فاصله ها

از این جدایی داره لذت میبره

اون که می گفت مثله منه از جنس منه

نمی دونستم دلش اینقدر از سنگه

چقدر به خودم دروغی میگفتم

الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه

باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت

طفلکی دل سادمه مو تو غم تنها گذاشت و رفت


برچسب‌ها: محسن, یگانه, آهنگ, باور, کن, کنم, متن
[ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ] [ 23:27 ] [ Fatemeh ] [ ]

شعری از حمید مصدق

دل من می سوزد

که قناری ها را پر بستند

که پر پاک پرستوها را بشکستند و کبوترها،آه کبوترها

دل من در دل شب خواب پروانه شدن می بیند

مه در صبحدمان داس به دست خرمن خواب مرا می چیند

وای باران،باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما چه کی نقش تو را خواهد شست

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ 

می رود مرغ نگاهم تا دور

وای باران،باران

پر مرغان نگاهم را شست


برچسب‌ها: شعر, حمید, مصدق, باران, دل, شیشه, نقش, تو, شب
[ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ] [ 22:43 ] [ Fatemeh ] [ ]

زیبایی و زشتی

روزی زیبایی و زشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند.آندو بهم گفتند:بیا تا با هم شنا کنیم

برهنه شدند و در آب شنا کردند و زمانی گذشت و زشتی به ساحل بازگشت و جامه های زیبایی را پوشید و رفت...

زیبایی نیز از آب بیرون آمد و تن پوشش را نیافت.از برهنگی خویش شرم کرد و  به ناچار لباس زشتی را پوشید و به راه خود رفت.

تا به امروز نیز مردان و زنان این دو را با هم اشتباه می گیرند.

اما اندک افرادی هم هستند که چهره زیبایی را می بینند و فارغ از جامه هایی که بر تن دارد او را می شناسند.

برخی نیز چهره زشتی را می شناسند و لباس هایش او را از چشمهای اینان پنهان نمی دارد

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 15:0 ] [ Fatemeh ] [ ]

اعداد

۲۰ بار دیدمت

۱۹ بار بهت خندیدم

۱۸ بار بهم اخم کردی

۱۷بار از دستم خسته شدی

ولی ۱۶بار دیگه سعی کردم

و ۱۵جمله محبت آمیز رو

۱۴بار به

۱۳زبان

۱۲هفته

۱۱روز

روزی ۱۰ بار

به کمک ۹ نفر بهت گفتم

اما تو ۸ بار باهام قهر کردی

۷ بار صورتتو از من برگردوندی

و من ۶ بار برات مردم

۵ بار قربونت رفتم

۴بار نازتو کشیدم

تو ۳ بار ناز کردی

۲بار خندیدی و جونمو به لب رسوندی تا

۱ بار بگی...؟؟؟!!!

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 14:53 ] [ Fatemeh ] [ ]

کنکــــــــــــــــــــور؟

بعد از مدت ها باز اومدم

می دونید...این روز ها زیاد حوصله کاری رو ندارم.فقط یه جا می شینم.بدون اینکه کار مفیدی بکنم.

عوارض کنکور هست شاید...

کمتر از ۱۵ روز تا کنکور مونده.خسته ام.دوست دارم برم یه جایی که از این امتحانات نباشه.

می خوام امتحان نشم.منو همینجور که هستم قبول کنن.بدون قید و شرط.

حیف.

حیف که تو دنیای ما امکان نداره.

[ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391 ] [ 14:34 ] [ Fatemeh ] [ ]

گمگشته

زین گونه ام زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست     گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش یارا   که از جان شکیب هست و به جانان شکیب نیست

گمگشته دیار محبت کجا رفت                                نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد                          ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

آسیمه سر رسیدی از غربت بیابان                            دلخسته دیدمت از آوار خیس باران

وامانده در تبی گنگ ناگه به من رسیدی                     من خود شکسته در خود در فصل ناامیدی

در برکه دو چشمت نه گریه و نه خنده                         گم کرده راه شب را سرگشته چون پرنده

من ره به خلوت عشق هرگز نبرده بودم                     پیدا نمی شدی تو شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم از خنده ات شکفتم                       چشم تو شعرم بود تا این ترانه گفتم

در خلوت سرایم یکباره پر کشیدی                            آنگاه ای پرنده بار دگر پریدی

 

                                                حدس میزنم شاعرش مولانا باشه.آهنگش رو محمد اصفهانی خونده


برچسب‌ها: مولانا, آهنگ محمد اصفهانی
[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 22:30 ] [ Fatemeh ] [ ]

دانلود اهنگ الله الله یا همون ایران ایران با صدای رضا رویگری

سلام بعد چند وقت اومدم امتحانا و درس و مدرسه سرمو شلوغ کرده بود

اما الان که تو بهمن ماه هستیم تصمیم گرفتم یکی از سرودهای انقلابی رو به نام الله الله یا همون

ایران ایران با صدای رضا رویگری بذازم.روی لینک زیر کلیک کنین برای دانلود.مطمئن هم هست احتیاج به winrar یا امثالهم نداره

دانلود

[ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 21:51 ] [ Fatemeh ] [ ]

رمان حریم عشق

می خوام امروز براتون لینک دانلود کتاب حریم عشقو بذارم

خوشتون میاد واقعا قشنگه

دانلود رمان حریم عشق نوشته رویا خسرونجدی

 

[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 18:50 ] [ Fatemeh ] [ ]

رمان استاد بازی

سلام امروز می خوام یه لینک برای یه رمان خارجی به اسم

استاد بازی رو بذارم.خودم خوندمش واقعا قشنگه.۵۱۸ صفحه هست.

روی جمله زیر کلیک کنین.راستی رمزشم www.98ia.com هست.احتمال زیاد ازتون می خواد.

رمان استاد بازی اثر سیدنی شلدون

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 22:28 ] [ Fatemeh ] [ ]

ما نباختیم

ما نباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .
مانباخيتم ، چون پشيمان نيستيم ، وپشيمان نيستيم چون نباختيم .
مابرديم ، چون دفاع كرديم ، ودفاع كرديم چون مَرديم.
ماجنگيديم چون غيرتمنديم ، وغيرتمنديم چون مسلمانيم .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 23:34 ] [ Fatemeh ] [ ]